سکس (seks) sex Synonyms: آمیزش جنسی (âmizeš-e jensi), جماع (jemâ'), سکند (sekand) سکس آنال سکس اورال سکس دهانی سکس مقعدی سکس واژینال سکس گروهی سکسی (seksi) سکسوال (seksuâl)
Check 'سکسی' translations into English. Look through examples of سکسی translation in sentences, listen to pronunciation and learn grammar.
BBC: آنچه گذشت؛ ایران: از امروز قاعده «چشم در مقابل چشم» را اجرا میکنیم
BBC: انچه گذشته؛ ترامپ گفت پایان جنگ با ایران نزدیک است چون آمریکا جلوتر از برنامه به اهدافش رسیده است